روضه نوشت .....

هر آنچه داشت رفت دگر جستجو نکن

اینقدر این شهید مرا زیر و رو نکن

قبول کن که شبیه حصیر افتادی

قبول کن ته گودال گیر افتادی

مخواه تا که سر من به گریه بند شود

بگو چکار کنم از تنت بلند شود

بگو چه کار کنم آب را صدا نزنی

بگو چه کار کنم تا که دست و پا نزنی
بگو چکار کنم از تو دست بردارند

برای پیکر تو یک لباس بگذارند

بگو چکار کنم بیش از این تکان نخوری

بگو چکار مکنم از سنان،سنان نخوری

بگو چکار کنم من؟ بگو چکار کنم؟

کنار شمر بمانم و یا فرار کنم؟


میان گریه ی من این سنان چه میخندد

دهان باز تو را نیزه دار میبندد


آهای شمر عبا را کسی ربود برو

بیا النگوی من را بگیر و زود برو


برای غارت پیراهنت بمیرم من

چرا لباس ندارد تنت بمیرم من


قرار نبود بیفتی و من نگاه کنم

و یا که گریه به کوپال ذوالجناح کنم

مگر نبود مسلمان که اینچنین زده اند

بلند مرتبه شاهِ مرا زمین زده اند

(علی اکبر لطیفیان)

/ 3 نظر / 31 بازدید
عينک سه بعدي

فروش ويژه پکيج عينک سه بعدي با عينک سه بعدي جز بازيگران فيلم شويد و هيجان را تجربه کنيد...

عليرضاهوشمندجانبازوخادم ايثارگران اهواز

توصیه حضرت آقا در ابتدای مسئولیتم ..... از پشت میزهایتان بیایید بیرون مبتکر دیدار با خانواده شهدا شخص مقام معظم رهبری هستند. ایشان یکی دیگر از توصیه‌هایشان به من این بود که گفتند: مقداری از پشت میزهایتان بیایید بیرون. و حتی فرمودند: من منزل خانواده شهدا می روم اما خدمت جانبازان کمتر فرصت پیش آمده که برسیم، شما سعی کنید این عزیزان را هم سر بزنید. و تاکید داشتند در مورد این دیدارها کار تبلیغی شود تا جامعه بفهمد ما می‌خواهیم این فرهنگ را حفظ کنیم. این در جواب بعضی ها است که به من می گویند اینکه شما از دیدارهایتان فیلم پخش می‌کنید ریا نیست؟ می گویم نه این طبق نظر و خواسته آقا است. سپس فکر کردم چطور کار کنیم که هم تبلیغاتی باشد و هم موثر. به این دلیل بود که به آقای روحانی پیشنهاد دادم که اگر ایشان هم در این دیدار ها حضور داشته باشند هم تبلیغ است و هم پیام خوبی دارد. وقتی رییس جمهور این صحبت را شنید گفت: فکر می‌کنی می رسیم به صورت متناوب این دیدارها را انجام دهیم؟ گفتم: ماهی یکبار بله می‌شود و او هم پذیرفت. سلام و درود استاد بزرگوار. موفق و پایدار باشید .التماس دعا و یاحق

عليرضا هوشمند

************* شاید تنها واژه «ایثار» بتواند تفسیرگر رشادت دلاورمردانی باشد که سالهای سال میان امروز و دیروز هروله عشق می کنند . چشمان نافذ و ابری و لبهای خشکیده و متبسم آنها گویای رنجی نهفته از سالهای جنگ است که به خاطر آن روح بلندشان در آن فضای ملکوتی گاه متوقف می شود و گاه فریادشان در میان خانه ها و آسایشگاهها و خیابانها برای بیداری ما از غفلتها به گوش می رسد آیا خبری از آنهایی که به خاطر آرامش ما آسایش خویش را فدا کردند، داریم...